مرد سرخپوست برگشت آمریکا. یه جورایی دیگه دوستیم تا عاشق و این بد نیست شاید.  انتظاراتش کمتره. دلخوریهاش کمتره. سختی هاش کمتره و درد و رنجش هم کمتره. بعنوان یه دوست، مرد سرخپوست آدم خوبیه. مدتی که اینجا بود با هم پیاده روی رفتیم، رستوران رفتیم، با هم کلی بیلیارد بازی کردیم، فیلم دیدیم. سر به سر هم گذاشتیم. خیلی وقتها هم البته مرد سرخپوست وقتش رو در فیس بوک گذروند. به چت کردن با دوستانش.

بعنوان یک عاشق اما مرد سرخپوست غایب بود. همیشه غایب بود. بندرت هم دیگر رو بوسیدیم. جز به شوخی و قلقلک همدیگر رو لمس نکردیم. مرد سرخپوست در فاصله موند و من شبها لورازپام خوردم تا بتونم راحت بخوابم. دست آخر با هم حرف زدیم. از زندگیمون و از فاصله. مرد سرخپوست پر از ترسهاییه که با من تقسیمش نکرد. فقط گفت چیزهایی هست که تو نمیدونی. فقط گفت که نمیدونه میتونه رابطه مون رو از این بیشتر جلو ببره. فقط گفت که نمیتونه چیزهایی که من میخوام رو بهم بده. همه حرفهایی که وقتی یک نفر میخواد بره (یا وقتی رفته) به آدم میزنه. همه حرفهایی که جواب ندارند. همه حرفهایی که نمیدونی که آیا حقیقت هستند یا فقط گفته میشن تا تسکینت بدن.

من هم گفتم که خسته ام از رابطه های یک طرفه. رابطه ای که من میام جلو و اون همیشه خودش رو عقب میکشه. گفتم که دلم میخواست میتونستم برای دوست داشتنش بجنگم. اما نمیتونم. گفتم میتونستم با همه دنیا و سختی هاش بجنگم, با فاصله بجنگم, با تفاوت سن بجنگم, با تفاوت فرهنگی بجنگم اگر میدیدم که در قلبش جایی برای من هست. اما واقعیت اینه که نمیتونم مجبورش کنم به دوست داشتن. بنابراین رفتن رو انتخاب میکنم. بنابراین فقط دوستش باقی میمونم.

با خودم در صلحم. حتی با مرد سرخپوست هم در صلحم. دوستان مشترکمون میگن که مرد سرخپوست نیاز داره بزرگ بشه؛ میگن مرد سرخپوست خودخواه و بی ملاحظه است. من اما فکر میکنم که مرد سرخپوست همونه چیزیه که هست. یه مرد با ترس از تعهد، یه مرد تنها بدون نیاز به یک آدم در کنارش. شاید فقط از یک چیز مرد سرخپوست ناراحتم و اون گرفتن احساسهای خوبیه که داشتم. اون احساس دوست داشتن و دوست داشته شدن. گرمای یک رابطه دو نفره. واقعیت اینه که من از مرد سرخپوست ازدواج نمیخواستم, تعهد نمیخواستم. میخواستم که دوستم داشته باشه و بذاره که دوستش داشته باشم. من فقط از این رابطه عشق میخواستم و اون نشون داد که میتونه بهم عشق بده و بعد از دادنش دریغ کرد.

قرار بود فوریه با هم بریم مسافرت. مرد سرخپوست هنوز میخواد این مسافرت رو بریم. من کمی شک دارم که این مسافرت رو برم. شاید بهتر باشه نرم. میدونم که اگر بعنوان دوستش برم مشکلی نخواهم داشت. میدونم که زمان خوبی با هم خواهیم داشت. اما اگر حتی یک درصد ته ذهنم امید به زنده کردن این رابطه داشته باشم و بخاطر اون به این سفر برم, کل سفر به احتمال قوی برام تبدیل به جهنم خواهد شد. آیا من ته دلم امیدوارم این رابطه زنده بشه؟ شاید. شاید این آخرین جنگ من خواهد بود؟ شاید اگر این یکبار رو برم فکر کنم که تلاشم رو برای نگه داشتن رابطه ام کردم. شاید ته دلم فکر میکنم اینکه مرد سرخپوست میخواد هنوز این سفر رو بریم اینه که اون هم هنوز دست نکشیده.

/ 3 نظر / 10 بازدید
الی

خوب بابا ، دوستین چرا همیشه با مردهایی که دوست می شی فکر می کنی باید عشق پیش بیاد و بعد موضوع را توی ذهن خودت گنده می کنی. دوستی خوبه.

الی

راستی یه چیزیی هم می خواستم بگم که یادم رفت همیشه می گن فهمیدن دخترا سخته، زنها پیچیده اند، ولی من با تجربه دریافتم درصد زیادی از پسرها و آقایون پیچیده تر از زنها هستند. فرقی هم نمی کنه کجایی باشن، ایرانی باشن یا آمریکایی یا روسی ... خدا نکنه که به تور این جور مردها بخوری .. خودشون هم نمی دونند چه کوفتی می خوان حتی تو دوستیهاشون هم ... غرور و از خود راضی بودن همراه با بچه ننه بودن تو وجود خیلیاشون موج می زنه... انگار که باید نازشون را بکشی ... دوستیهاشون را جدی نمی گیرن حتی در حد دوست .... بهتره که اینجور آدما را به محض دریافتن نوع رفتارشون جدی نگرفت ... مثل خودشون بود ... و یا کاملاً بی تفاوت ... نه فمنیست نیستم ... و البته اصلاً منظورم این نیست که این جناب آقای سرخ پوست هم شبیه ایناست ... ولی اینگونه مردها و پسرها زیادن... بهتره به محض شناخت نسبیشون به هیچ عنوان روشون حساب نکرد... و انتظاری ازشون نداشت...

نیلا

فکر می کنم بدونم چه احساسی داری عزیز دل ♥ زمانی منم دلم دوست داشتن و دوست داشته شدن می خواست اما طرف مقابل قضیه رو سخت گرفت و از ترس تعهد تمام حس های خوب و شیرین رو دریغ کرد ، درحالیکه من اصلا به آینده و وابستگی فکر نمی کردم.. البته اگه او نیازی بهت نداشت الان دوستیی شکل نمی گرفت ..ولی خب منم فکر می کنم با این اوصاف این مسافرت برات جالب نخواهد بود و شاید اذیت بشی.. حس دوست داشتن حس خوبیه ولی حیف مثل عمر شکوفه ها گذرا هستن ..