چقدر رو راستی با خودت؟‌

1- این مطلب رو مینویسم و برمیگردم سرکار. امروز وقت ناهار کلاس یوگا هم میرم بنابراین زمان چندانی برای نوشتن ندارم.

2- یکشنبه مایک رو بطور اتفاقی در یک پیک‌نیک دیدم. کمی با هم حرف زدیم از چه میکنم و چه میکنی و این حرفها. شاید باز هم همدیگه رو برای قهوه یا درینک ببینیم. نه چیز ویژه‌ای. فقط در حد دو تا دوست.

3- رفتار آدمها بسته به اینکه آدم کجای شهر زندگی میکنه فرق میکنه.

4- "دیو" و "رایان"‌ آدمهای جالبی هستند و دوستی باهاشون لذت‌بخشه. "دیو"‌ مثل همه کانادایی‌های چونه گرمی داره و کلی حرف میزنه. "رایان" ساکت‌تره. چهار تا از شعرهای منتخبش رو برام فرستاد که قشنگ بودند.

5- دوست‌پسر دوستم بهش خیانت کرده (وان-نایت استند) و دلایلی که ذکر میکنه انقدر مسخره است که باورم نمیشه اینها دلیل کارش باشه. به نظرم اگر میومد و میگفت که دلش سکس میخواسته و اینکار رو کرده سنگینتر و قابل فهم‌تر بود.

6- این روزها بد نیستم اما خوب هم نیستم. فقط هستم.

 

/ 0 نظر / 14 بازدید