از بیم و امید

- نمیدونم چند نفر از شما اسم جول استین رو شنیدین؟‌ این آقا یک کشیش پروتستانه و در عین‌حال خطابه‌گر و نویسنده خیلی مشهوری هم هست. تازگی‌ها به سخنرانی‌های روز یکشنبه‌اش گوش میدم. فارغ از بحث مذهبی که من کاری بهش ندارم حرفهای خیلی مفیدی در خطابه‌هاش میگه. از ایمان داشتن و تلاش کردن و دست نکشیدن و امیدوار بودن و ... با شنیدن حرفهاش آدم حس خوبی پیدا میکنه. خلاصه که اگر تعصب مذهبی ندارین که حرفهای یک کشیش رو گوش بدین توصیه میکنم به خطابه‌هاش در یو-تیوب گوش بدین.

- خونه تکونی خونه کم مونده تموم شه. کمدها تموم شدن. یخچال تمیز شده و دو تا از کابینتها. چند تا کابینت دیگه هست که هفته بعد تمومش میکنم. باید بگم یکی بیاد موکتها رو برام بشوره چون خیلی کثیف هستند. هر بار که جارو برقی میکشم کلی مو از رو موکتها جمع میکنم. واقعاَ تعجب میکنم که با حجم موههای روی زمین هنوز رو سرم مویی هم باقی مونده. البته کلاَ موهام خیلی کم‌پشت شدن اما بهرحال بازم  خدا رو شکر که هنوز کچل نشدم. از طرف دیگه موههای بقیه بدن انگار نه انگار. یکشنبه قبل موم انداختم هنوز یک هفته نشده همشون در اومدن. واقعاَ آدم در کار خدا میمونه. آخه جاهایی مو در میاد که آدم هرچی فکر میکنه نمیتونه بفهمه که چرا مثلاَ؟!

- هنوز هم از حالم در تعجبم. یادم نمیاد که آخرین باری که اینقدر زندگی رو دوست داشتم کی بوده اما این روزها زندگی رو دوست دارم. نمیگم پایین نمیشم و به هم نمی‌ریزم. چرا هنوز هم ناراحت میشم اما خیلی کم به مردن فکر میکنم. خیلی به آینده امیدوارترم. به بهبود اوضاع، به بهتر شدن، به پیدا کردن عشق. حتی خیلی بهتر غذا میخورم. شیرینی‌جات رو خیلی کم کردم، بیشتر روزها سالاد میخورم و مثلا بهش تخم‌مرغ یا سینه مرغ یا پنیر اضافه میکنم. البته هنوز راه زیادی در پیش دارم اما قدم به قدم باید پیش رفت.

- در عین امیدواری خیلی هم میترسم. از اینکه بازهم شکست بخورم. اما از شکست نخواهم نوشت. باید ایمان داشته باشم. به خدا و به خودم. به جهان هستی. به قانون علت و معلول. به حرکت کردن و امیدوار بودن.

 

 

/ 1 نظر / 3 بازدید
ترانه

خوشحالم برات. من هنوز خانه تکانی رو شروع نکردم.