جلسه گل و بلبلی برگزار شد که همه از هم تعریف کردند و تظاهر کردن که خیلی راضی هستند و هیچ مشکل نیست. به من هم گفتند که حرف نزنم و ساکت بمونم چون نمیخوان دشمن‌تراشی بشه! من هم نشستم و لبخند زدم و تظاهر کردم که هیچ مشکلی نیست. در عین حال همه مشکلات کاری من برقراره و هیچ امیدی هم به بهبود اوضاع نیست. همین. همه کارها رو خودم انجام بدم خیلی راحت‌تر از شرایط الانه. اونطوری فقط حجم کارم زیاده. اینطوری که الان هست هیچ کاری پیش نمیره و کلی هم از انرژی مثبت من صرف سر و کله زدن با یک آدم تنبل میشه. به مدیرم ای-میل زدم که تا این مشکل حل نشه من نمیتونم هیچ محصولی ثبت کنم. همین. دیگه پیگیری هم نمیکنم.

/ 1 نظر / 3 بازدید
الی

ببخشید که من این رو می گم: وقتی آدم با خودش مشکل داشته باشه با همه مشکل داره. برگرد به پستهای قبلیت و از بی انگیزگی کار کردن و اینکه همیشه کارهات عقبه! حالا وقتی خودت این وضع را داری تنها منتقد هم در گروه همکارها خودتی؟! به نظر می رسه بقیه کارشون را بهتر از تو انجام می دن! در ضمن اگر با همین روحیه شغلت را هم عوض کنی و همینطوری عمل کنی، دوباره روز از نو و روزی از نو. ولی همیشه بهتره قبل از انتقاد از دیگران ببینیم خودمون با خودمون چند چندیم؟ درضمن به نظر می رسه تنشهای شما با اون گروه بیشتر ناشی از احساسات شخصی شماست نه مسائل کاری. قصد اذیت کردن شما را با این گفته ها نداشتم .