شرکتمون برامون کلاسهای یوگا و زومبا گذاشته. الان از کلاس یوگا برگشتم و بدنم خسته و دردناکه. بخصوص شکمم. دلم میخواد برم زیر آفتاب بخوابم اما همه برک ناهارم صرف کلاس یوگا شده و الان مجبورم کار کنم. در واقع این پست رو دارم با دزدی از ساعت کاری شرکت مینویسم. چرا عوض کار کردن دارم وبلاگ نویسی میکنم؟‌ چون خسته‌ام. چون دست و دلم به کار نمیره.این احساسیه که الان دارم. اما احساسی که باید داشته باشم چیه؟‌

ساعت کاریه. باید شروع کنم روی یکی از پروژه‌ها کار کنم. فکر میکنم از پروژه بحرین شروع کنم که خیلی وقته اصلا روش کار نکردم. سه ساعتی روی اون پروژه کار میکنم تا 4:40. بعد اوراق کره رو آماده میکنم که فردا با تی-ان-تی بفرستم برای مشتری. این کار هم نیم ساعت وقت میگیره و بعد تا ساعت 6 روی فایل اکسلی کار میکنم که برای مدیرم باید بفرستم. بعد هم برای سمیناری که مدیرم خواسته من شرکت کنم ثبت نام میکنم. 6:15 هم باید از شرکت در بیام چون قراره رو بن رو برای شام ببینم.

خوب دیگه:‌ کار از همین الان شروع میشه...

 

/ 1 نظر / 7 بازدید
الی

خیلی خوبه که نوشته هات اینقدر نسبت به گذشته مثبت تر شده. همواره شاد و موفق باشی.