شکوفه های گیلاس

خواب دیدم که تو خیابون راه میرم و همه درختها شکوفه کردن. از اینکه درختها دوباره در فصل تابستون شکوفه کرده بودند متعجب و شاد بودم. باد میوزید و شکوفه های گیلاس رو پخش میکرد توی هوا. نسیم روی صورتم میرقصید و نور از لای درختها رخنه میکرد توی چشمهام. توی خواب خوشبخت بودم.

انقدر خوابم زنده بود که باورم شده بود که درختها میتونن در تابستان برای دومین بار شکوفه کنند. رفتم بیرون. داشتیم با مرد سرخپوست راه میرفتیم که چشمم افتاد به درختها و با خودم فکر کردم که شکوفه هاشون چی شدن. بعد یک دفعه سیب حقیقت خورد توی سرم. فهمیدم که شکوفه های گیلاس توی تابستون در حقیقت فقط یک خواب بوده. تا بحال اینطور تجربه ای نداشتم که چیزی اینچنین زنده توی خوابم باشه؛ که اینقدر باورش کنم؛ که حتی از نبودش متعجب بشم.

نمیدونم این نوشته رو چطور تموم کنم. فقط باید بنویسمش که یادم نره که درختها میتونن توی تابستون برای دومین بار شکوفه کنند.

/ 2 نظر / 17 بازدید
ترانه

خوابت قشنگ بود. می فهمم منظورت از خوابی که واقعیت بنظر میاد چیه. قدر دوستی مرد سرخپوستی که ازت مواظب میکنه بدون. زیاد پیش نیماد. پستهای آخرت پر از زندگی بود. دوستت دارم مواظب خودت باش.

نیلا

شکوفه تو خواب دیدن یعنی شنیدن حرفهای خوب :) زندگیت شکوفه بارون :)