بگو نه ...

دختر جانم:

- اگر یاد بگیری همون اول نه بگی خودت رو از خیلی دردسرها محافظت میکنی. چرا خودت رو در وضعیتی قرار میدی که توش راحت نیستی و معذبی. قوی باش و بگو نه.

- با اینهمه خیلی شجاع بودی که تو اون اوضاع ناراحت تونستی قوی بایستی و بگی نه. بهت افتخار میکنم. بهت افتخار میکنم که نذاشتی چیزی که نمیخوای بهت تحمیل شه.

- میدونم که احتمال خوب شدن اوضاع خیلی کمه و احتمالاً باید قبول کنی که به نقطه پایان رسیده. میدونم که تحملش برات سخته چون بعد از مدتها، بعد از سالها چنین چیزی برات پیش اومد. اما میدونی که زندگی ادامه داره و حالا که اینطوره بهتره روی برنامه دومت تمرکز کنی. کلاسها رو ثبت نام کن و جدیتر روی کارت و دوستانت تمرکز کن. تفریح کن و از زندگیت لذت ببر. تو خوب و قوی هستی.

- به طور جدی اقدام کن که بری داون تاون. بسه زندگی در این نقطه شهر دیگه. تا تابستون نیومده برو اونجا. خودت هم میدونی که دیگه وقتشه که بهانه رو کنار بگذاری و برای خودت زندگی کنی.

دختر جانم: دوستت دارم. علیرغم همه اشتباهاتت دوستت دارم. فکر میکنم زندگی برات چیزهای خوبی در آستین داره و میدونم که نسبت به این موضوع شک داری. حتی بدبینی ذاتیت هم جالبه اما تو یک جنگجویی. علیرغم بدبینیت هنوز هم میجنگی و اینه که اهمیت داره.

 

/ 1 نظر / 12 بازدید
ترانه

چقدر لحن جدیدی که با خودت حرف میزنی رو دوست دارم. اینکه خودت رو بجای سرزنش کردن درک میکنی و علی رغم اشتباه کردن به دوست داشتن خودت ادامه میدی. مواظب خودت باش. تا زنده ایم چیزی تموم نشده. یادت بمونه. ( بوس)