1- موضوع اینه که خیلی چیزهای مهمتری دارم که نگرانش باشم. کلی کار هست که میتونه بیشتر از بیست‌وچهار ساعت من رو پر کنه. بنابراین عوض اینکه تمرکز کنم روی اون و اینکه چکار میکنه و چکار نمیکنه، عوض این انتظار کشنده و چک کردن موبایل برای یک تکست هر چند دقیقه یکبار، عوض همه این حرفها، روی خودم و مشکلاتم و زندگیم تمرکز میکنم.

2- آدم هیچکس رو نمیتونه مجبور به دوست داشتن بکنه. همینطور نمیشه میوه‌ رو مجبور به رسیدن کرد. هر چیزی زمان خاص خودش رو داره. چیزهای باارزش زمان میبرن تا بدست بیان. یا بهتر بگم،‌ ماهیت رابطه در طول زمان شکل میگیره. هرچقدر هم که آدم به کسی تعلق خاطر داشته باشه، هیچ تضمینی نیست که اون آدم هم همین حس رو داشته باشه، هیچ تضمینی نیست که اون آدم آمادگی بودن در یک رابطه رو داشته باشه و هیچ تضمینی هم نیست که لزوماَ این آدم، آدم مناسبی برای یک رابطه باشه.

3- یک نکته دیگه هم هست که با شک و تردید و دودلی چه از جانب خودت و چه از جانب طرف مقابل نمیشه زندگی کرد. چیزهای مهمی هست که باید به بحث گذاشته بشن و درباره‌اشون تصمیم گرفته بشه. حداقل تو باید یک اطمینان خاطری از جایی که هستی و چیزی که میخوای و چیزی که طرف مقابلت میخواد داشته باشی. نمیشه مدام پا در هوا زندگی کنی و از مطرح کردن سوالاتی که داری خودداری کنی چون میترسی. بالاخره که باید بدونی که چی میخواد. اینه که شهامت داشته باش و حرفهات رو مطرح کن. ممکنه از دستش بدی -اما بهرحال از دست دادنش بهتر از اینطوری داشتنشه.

/ 0 نظر / 3 بازدید