فکر میکنم حال و روزم خوبه و از این بابت خوشحالم.

امروز رفتم کلاس یوگا. در شروع کلاس بدنم یا مغزم (نمیدونم دقیقاً چی- شاید هم روحم) مدام نق میزد که خسته است و آمادگی ورزش کردن و حرکت فیزیکی نداره. سعی کردم درکش کنم. بهش گفتم که میدونم که آمادگیش خیلی کمه. بهش گفتم که لازم نیست از خودش توقع خیلی بالایی داشته باشه. همینقدر که شروع به انجام حرکات کنه کافیه. لازم نیست در هر حرکتی کامل باشه و لازم نیست از چاق بودنش و نازیبا بودن حرکاتش شرمنده باشه. بهش گفتم که همینقدر که بعد از ده ساعت کار همت کرده و اومده کلاس، خیلی خوبه. در آخر حالم بهتر بود.

کنترل ذهن یکی از مشکلترین کارهای دنیاست. فکر میکنم یکی از مهمترین نبردهای زندگی آدم همینه. تبدیل کردن افکار منفی به افکار مثبت. من این روزها دارم روی این افکار کار میکنم:

1- سر کار سعی میکنم با تنشها و عصبانیتهایی که ایجاد میشه کنار بیام. مثلاً یک مشتری داریم که خیلی مشتری اذیت کنی هست. مدام چیزهایی که میخواد رو تغییر میده و این کار رو با روراستی هم انجام نمیده. مثلاً  مدتها روی ایجاد محصول ایکس با هم کار کردیم. کارهای مربوط به ثبت کالا رو در اداره بهداشت انجام دادیم، محصول رو تولید کردیم و قرار بود که کالا دو هفته قبل حمل بشه. بعد نظرش رو تغییر داد و خواست که مقدار سفارشش رو به صورت فوری دو برابر کنه. من هم کلی با واحد برنامه ریزی و تولید جنگیدم تا تونستم وادارشون کنم که فوری و خارج از نوبت کار من رو انجام بدن. بعد دو روز قبل با من تماس گرفت و پرسید که محصول ایکس از چی استخراج شده. بعد که جواب رو شنید  ای-میل زده که "نه من فرم تغییر یافته ایکس رو میخواستم. خوب شد که قبل از حمل کالا به اشتباهمون(!) پی بردیم. من این محصول رو نمیخوام." خوب شما خودتون رو بذارین جای من. اگر بیشتر از یک سال روی چیزی کار میکردید و با هزار نفر درگیر میشدید تا سفارش مشتریتون انجام بشه و بعد مشتری نظرش رو تغییر میداد و نه تنها تغییر میداد بلکه جوری وانمود میکرد که انگار این اشتباه شما بوده که از اول کالای اشتباه بهش دادید (هرچند که همه مدارک مربوط به کالا رو داشته) چقدر استرس پیدا میکردید و فشار عصبی روتون وارد میشد؟!

این روزها سعی میکنم به خودم بقبولانم که اینها جزو کاره. قرار نیست همه چیز طبق برنامه پیش بره. سعی میکنم که خیلی مساله رو "شخصی" نکنم. سعی میکنم تا جایی که میتونم با مشتریم کنار بیام و بگم اشکالی نداره. برای همین چیزهاست که دارم حقوق میگیرم.

2- یکی از افکار دیگه ای که روشون کار میکنم مربوط به دوست داشتن خودمه. سعی میکنم که با خودم راحت تر کنار بیام و از خودم کمتر انتقاد کنم. سعی میکنم کمی خودم رو درک کنم و به خودم محبت داشه باشم.

فعلا همین.

/ 1 نظر / 26 بازدید
ترانه

پستت پر از خبرهای خوب بود خوشحالم که با خودت مهربون تری.( بوس)