امروز پر از لحظات قشنگه..

- بالاخره دیشب جواب تکستهای علی رو دادم. بهش گفتم که تکستها رو متوقف کنه. بهش گفتم که کسی رو دیدم و دیگه نمیخوام به گذشته فکر کنم. برام آروزی موفقیت کرد. امیدوارم که آخرش باشه.

- مجبور شدم با رایان هم حرف بزنم. بیش از اندازه خودش رو نزدیک میکرد و براش بیشتر از یک دوست معمولی بودم. مدام سعی میکردم که دستم رو بگیره یا بغلم کنه. همه فاصله گرفتنهای من رو نادیده میگرفت.  سعی کردم که با ملایمت بذارمش کنار ولی نشد. مجبور شدم که خیلی صریح باهاش حرف بزنم. بهش گفتم که احساساتی که اون داره رو من ندارم و در واقع من کس دیگری رو خیلی دوست دارم و هیچوقت نمیتونم بهش احساسی داشته باشم. 

- مرد سرخپوست فرسنگها دوره و من دلتنگشم. اما چیزهای قشنگی هست. شادی شنیدن صداش. بیدار شدن و دیدن پیغامش، حرف زدنهای کوتاه از این در و اون در و شناختنش. کشف کردنش از دور. نگران فردا نیستم. امروز پر از حسهای قشنگه.

/ 1 نظر / 18 بازدید
الی

قالب جدید وبلاگت خیلی خوبه. رنگها و شکلها نشان از داشتن انرژی و زندگیه. تو تغییر کردی زیاد. تغییرات مثبت و خوب. و این خیلی خوبه. دیگه نگذار افکار منفی روی زندگیت سایه بندازه، حتی سایه های کوچک و محو. شاد باشی.